عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

مقدمهء مصحح 8

كشف الحقايق ( فارسى )

از اواخر قرن ششم ببعد فلسفه و كلام در تأليفات صوفيه نفوذ كرد و اصطلاحات حكما و متكلمين در كتب ايشان راه يافت و مسائل فلسفى و كلامى از قبيل وجود و حقيقت آن و ذات بارىتعالى و صفات و افعال او و حقيقت عالم و مبدأ و معاد و حدوث و قدم كلام حق و جبر و اختيار و غيره در مباحث و كلمات صوفيه نيز وارد شد و تصوف تا حدى اساس علمى و فلسفى يافت و زمينه اين مطالب كه در قرن ششم آماده شده بود بقرن هفتم كشيد و در اين قرن با ظهور بزرگترين كسى كه مبانى تصوف نظرى را بنا نهاد و با فكر و روش فلسفى در مسائل تصوف بحث كرد و به تصوف شكل فلسفه داد تكميل و ترتيب يافت و اين شخص ( محيى الدين بن العربى ) ملقب به ( الشيخ الاكبر ) است كه در حقيقت بايد او را نقطه تحول تصوف عملى به تصوف نظرى و فلسفى شمرد زيرا فقط پس از انتشار عقائد و آثار او بود كه صوفيه عموما روش خود را در تأليف و تصنيف بر روش او منطبق ساختند و هركس از صوفيه چيزى نگاشت خواه در تأييد و خواه در رد عقائد محيى الدين به شيوه خود محيى الدين نگاشت و عده‌اى نيز منحصرا بنقل و نقد يا شرح و تبيين و تفسير عقائد او پرداختند و اين شرح و تفسير در بعضى موارد توأم با احتياط و ملاحظه‌كارى و گاهى هم تعقيد بود « 1 » يعنى بتكلف تمام سعى مىشد تا پاره‌اى از عقايد محيى الدين كه به ظاهر و در بادى امر بر ظواهر شرع و مبانى اعتقادى انطباق نداشت مانند مسائل : وحدت وجود ، ولايت ، معاد ، نبوت . . . . و غيره بر ظواهر شرع و نصوص كتاب و سنت منطبق شود . و بالخصوص شاگردان و مريدان بىواسطه و به‌واسطه او چون شيخ صدر الدين قونوى و سعد الدين حمويه و فخر الدين عراقى و شيخ مؤيد الدين جندى و اوحد الدين كرمانى و كمال الدين عبد الرزاق كاشى و امثال ايشان همت و جديت خود را بر نشر و تبليغ آراء محيى الدين مقصور و مصروف داشتند . شيخ عزيز بن محمد نسفى نيز يكى از همين شارحان و پيروان آراء و عقائد محيى محيىالدينست كه اعتقادات صوفيانه خود به شدت تحت تأثير محيى الدين قرار دارد و گرچه ظاهرا كتاب حاضر يعنى ( كشف الحقائق ) را با دعاى خود و به ترتيبى كه مقرر داشته است براى بيان سخن اهل شريعت و اهل حكمت و اهل وحدت ترتيب و تأليف كرده است اما روشن است كه كتاب بر محور عقايد و آراء محيى الدين مىگردد و قصد اولى و واقعى عزيز متوجه توضيح و توجيه عقايد محيى الدين است و از او و پيروانش باصحاب نور و اصحاب وحدت تعبير مىكند و اساسا اقوال صوفيه را منحصر باقوال محيى الدين معرفى مىنمايد و آراء محيى الدين را به صورت آراء صوفيه جلوه مىدهد و تقريبا بطور مستمر و مرتب هر مسأله‌اى را كه بحث مىكند در پايان بحث و پس از نقل اقوال اهل شريعت و اهل حكمت عقيده محيى الدين را در آن مسئله بعنوان فصل الخطاب مىآورد . و گرچه از نقل اقوال كسانى چون « ابن سبعين » كه در برخى مسائل با محيى الدين موافقتى ندارد نيز خوددارى نمىكند ولى پيداست كه نقل اقوال ديگر مشايخ متصوفه عرضى و استطرادى است .

--> ( 1 ) چون آثار منسوب بشيخ سعد الدين حمويه .